بسم الله الرحمن الرحیم
همواره جسم تو یا در روشنایی روز قرار دارد یا در تاریکی شب و از این دو حالت بیرون نیست . تو هر چه از اول روشنایی روز به سمت شب حرکت کنی ....در وسط روز (ظهر )در اوج روشنایی و نور قرار می گیری ؛ بعد از آن کم کم از روشنایی روز کم می شود و به شب می رسی و در آن تاریکی شب ، اگر در اتاق تاریک و بدون لامپ و روشنایی قرار بگیری ؛ در خیالات خود اجسام و اشکال مختلف را خیال پردازی می کنی و به وهم تصور می کنی که آنها وجود دارند ؛ در حالی که آنها فقط در وهم تو هستند ، اما وقتی با یک روشنایی ، اتاق روشن می شود ؛ می بینی که تمام آن اشکال وهمی که در خیالت می دیدی ؛ همه محو شد و هیچ کدام واقعیت خارجی نداشتند .
وجود ما عین روشنایی و نور است و ما دائم یا در روشنایی وجودمان هستیم یا در تاریکی وجودمان قرار داریم . با انجام گناهان مکرر تو در ظلمت و تاریکی وجودت قرار می گیری و به علت قرار گرفتن در این ظلمت و تاریکی وجود در خیالت دائم اشکال و اجسام وهمی را می بینی و فکر می کنی آن وهمیات واقعیت دارند و وجودت هم از این خوشی و غم های کاذبانه تأثیر می گیرد و وهمی خوشحال می شوی و وهمی هم ناراحت می شوی ؛ وهمی کینه و بغض دیگران را به دل می گیری و به این و آن می پری ؛ چون در خیالت آنچه تصور کردی را واقعی پنداشته ای .
پس انسان تا زمانی به نور و روشنایی وجودش نرسیده و تا زمانی در مسیر نور حرکت نکند و به یقین نرسد ؛ دائم دنیا و اطرافش و تمام تصوراتی که در ذهن خود به وهم دارد را واقعی تصور می کند و بر همین اساس هم با دیگران برخورد و رفتار می کند .
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام )چون با بینش واقع بینانه به دنیا می نگرد و واقعیت دنیا را می بیند می فرماید : " دنیا در نظر من از عطسه ی بزی بی ارزشتر است "
کسی هم که به این ادراک در وجود و به روشنایی وجودش بار یابد و به نور برسد ؛ بی ارزشی دنیای مجازی را به چشم می بیند و سرمایه ی وجودش را وقف این دنیای فانی نمی کند .
برچسبها:
بسم الله الرحمن الرحیم
کیست انسان ؟ یک نگاه آسمانی داشتن
بینشش توحید ، خدا را داشتن
چیست ایمان ؟ در صراط غلتیدن
هم نفس با قدسیان !
دور دور آسمان چرخیدن
چیست راستی یقین ؟ عین الیقین !
در صراط مستقیم و در خدا گردیدن
گم شدن تا آسمانهای وجود و
تا براق بلعیدن
شعر از ایرانمنش
برچسبها:
بسم الله الرحمن الرحیم
ضمن تشکرو قدر دانی از نظرات ارزشمند شما عزیزان ! دوست عزیزی سؤال کردند که چگونه میتوان به باور وبه یقین رسید؟!
عزیزم تووقتی می خواهی لامپ اتاقت را روشن کنی ، اول باید کلید آن را بزنی ودر صورتی با زدن کلید ، لامپ روشن می شود که برق هم باشد ، حال اگر برق نباشد ، تو دهها مرتبه هم کلید را بزنی ، باز لامپ روشن نمی شود ،حال اگر برق باشد اما تو نخواهی کلید را بزنی باز لامپ روشن نمی شود . پس هم باید برق باشد هم باید تو حرکت کنی وکلید مورد نظر را بزنی تا به روشنایی برسی . حال اگر ما برق را فرض کنیم > ایمان وکلید را فرض کنیم >کلید وجود ، همان گونه که گفتیم برای روشن کردن لامپ هم باید برق باشد ، هم باید کلید را بزنی ، برای به باور رسیدن وروشنی وجود ، هم باید ایمان باشد هم باید عمل به تکلیف و وظیفه باشد . یعنی برق ایمان + کلید وجود که انجام واجبات است و ترک محرمات ، تورا به > روشنایی وجود می رساند .
ایمان و عمل صالح ، مکمل یکدیگرند . هرچه تو در تقویت ایمان خود بکوشی ، عملکرد تو زیبا وخالص تر می شود. هرچه عمل تو زیباتر شود ، مرتبه ی ایمانت بالاتر می رود وبه همین ترتیب جلو می روی تا به یقین می رسی . چون مطلب بسیار عمیق است ، اجازه دهید ادامه مطلب را در جلسه ای دیگر با عنوانی دیگر مطرح کنیم تا بهتر در جانتان بنشیند ، انشاء الله .
برچسبها:


















